خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دعوی لبت دمی که به مرجان کند در آبجای گهر به چشم صدف جان کند در آب
۲
چشمت اگر ز بند صورت فتد به بحردلی ز یک نگاه چه طوفان کند در آب
۳
روشن کنند از تو صدفها چراغ دلعکس رخت چو عزم چراغان کند در آب
۴
دریا زند چو فاخته از بال موج پرسرو قدت چو جلوه مستان کند در آب
صفحهٔ ۱ از ۳