خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دارم از دست تو شب تا صبح با چشمی پر آبناله همدم، باده خون، مطرب فغان، راحت عذاب
۲
روز بر من چار چیز از عشق میآرد هجومصبح محنت، ظهر ماتم، عصر غم، شام اضطراب
۳
چار چیز از چار عضوم بردهای از یک نگاهصبر از دل، هوش از سر، جان ز تن، از دیده خواب
۴
عشق در بحری مرا افکند ای یاران که هستناخدا دل، آب خون، لنگر نفس، کشتی حباب
صفحهٔ ۱ از ۲