شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر داغ جنون خون بر دل ما می‌کند مرد استاگر این باده را ساقی به مینا می‌کند مرد است
۲
به زلفش نقد دل را وام کردم از ره همتبه این جمع پریشان هرکه سودا می‌کند مرد است
۳
مشو چون غنچه، همچون گل به روی خلق خندان شوگره هرکس که از کار کسی وا می‌کند مرد است
۴
ندانم هر که زر دارد چرا گم می‌کند خود راکسی کامروز یک دینار پیدا می‌کند مرد است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth