خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از کجنهاد سرنزند جز بیان کجکج میرود خدنگ برون از کمان کج
۲
نتوان خموش ساخت زبان اهل کذب رادشوار بسته در شود از آستان کج
۳
ظاهر چو شد هوس نشود کار عشق راسترهرو به منزلی نرسد از نشان کج
۴
تا کی عنان به دست هوا و هوس دهیبیرون ز راه افتی از این همرهان کج
صفحهٔ ۱ از ۲