خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۱۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن کس که شبی دیده بیدار نداردراهی به سراپرده اسرار ندارد
۲
یک مست می شوق در این مدرسهها نیستقربان خرابات که هشیار ندارد
۳
فریاد از آن دیده که بی دوست نگریدای وای بر آن دل که غم یار ندارد
۴
از کینه بپرداز دل ای سینه که هرگزراهی به وصال آینه تار ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲