شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۱۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو باز کرد شکرخنده شد اسیر شکرعیانش از لب و دندان نموده شیر شکر
۲
چو دید آن لب و دندان نمود جان پروازغذای روح بود بیشتر پنیر شکر
۳
خط است سرزده گستاخ بر لبش یا مورز حرص پای فرو برده در خمیر شکر
۴
نشسته خال به کنج لبش بدان ماندکه شاه هند زند تکیه بر سریر شکر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth