شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۲۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا که هست ز هر باب کردگار حفیظبه هر دری که نهم روی هست یار حفیظ
۲
شدیم تفرقه از باد غم در این وادیمگر تو ام شوی ای آتشین عذار حفیظ
۳
به هم رسان گل داغی وز آتش ایمن باشچرا که نخل چمن را است برگ و بار حفیظ
۴
به دوست دشمنی دهر، اعتبار مکننگشته است به کس دهر کج‌مدار حفیظ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth