شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۲۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ز رخسار تو شب سوختن آموخته شمعبه تماشای تو چون شعله برافروخته شمع
۲
زده بر گوشه دستار چو گل شب همه شبجلوه‌ای کز قد رعنای تو آموخته شمع
۳
بهر عکس تو ز هم‌چشمی آیینه به بزمبه قد خویشتن از موم قبا دوخته شمع
۴
خویشتن را زده بر آتش و افتاده ز پاپیش روی تو چو پروانه پرسوخته شمع
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth