شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۲۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر نخواهی سازدت در بزم بی‌مقدار حرفتا توان خاموش گردیدن مزن بسیار حرف
۲
حرف بی‌جا گر دعا باشد چو سنگ تفرقه استگل به‌در زد بس‌که بلبل زد در این گلزار حرف
۳
حرف حق خوب است اما صرفه در گفتار نیستکرد آخر در جهان منصور را بر دار حرف
۴
بهر دفع خرج دل‌ها را مرنجان چون براتتا توان بر خویشتن پیچید چون طومار حرف
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth