خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۲۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پس از وفاتم اگر بگذری تو بر سر خاکزنم بهجیب کفن تا بهطرف دامن چاک
۲
تو دوست باش فدا گردمت اگر نه مراز دوست دشمنی اهل روزگار چه باک
۳
به تار زلف گلوگیر سرکش تو دلمچو زخمخورده شکاری است بسته بر فتراک
۴
فرو گذاشت زآه و فغان نخواهم کردز ناوکت چو جرس گر شود دلم صد چاک
صفحهٔ ۱ از ۲