خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۲۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عالم همه باطل غم عالم همه باطلدر جای چنین کوشش آدم همه باطل
۲
این دیر همان کهنه بنایی است که در ویشد تاج کی و سلطنت جم همه باطل
۳
این عرصه همان دخمهزمین است که گردانددست کی و سرپنجه رستم همه باطل
۴
با عیش و الم ساز که خواهد شدن آخرفردا به تو نوروز و محرم همه باطل
صفحهٔ ۱ از ۲