خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۲۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش عشرتی است با دل دانا گریستنبر کشت خویش در دل شبها گریستن
۲
بر حال خود به درگه او پیشبینیای استامروز در مصیبت فردا گریستن
۳
باید به پای سرو چمن با صد آرزورفتن به یاد آن قد رعنا گریستن
۴
تو سرو جویباری و ما ابر نوبهاراز توست جلوه کردن و از ما گریستن
صفحهٔ ۱ از ۲