خلوتی با غروی اصفهانی
شمارهٔ ۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رسوای زمانه «زبانم» کردفاش این همه راز نهانم کرد
۲
با این همه نتوانم گفتعشق تو چنین و چنانم کرد
۳
گیرم که زبان بندم از عشقبا اشک روان چه توانم کرد
۴
آهم چه زبانه کشد بکندبالاتر از آنچه زبانم کرد
صفحهٔ ۱ از ۲