خلوتی با غروی اصفهانی
شمارهٔ ۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بی خبری ز ترانۀ دلهرگز نرسی به نشانۀ دل
۲
روزانۀ نیک نمی بینیبی ناله و آه شبانۀ دل
۳
تا چهره نگردد سرخ از خونکی سبزه دمد از دانۀ دل
۴
از موج بلا ایمن گردیآنگه که رسی به کرانۀ دل
صفحهٔ ۱ از ۳