خلوتی با غروی اصفهانی
شمارهٔ ۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانفشانی بکن ار می طلبی جانان راکس بجانان نرسد تا نفشاند جان را
۲
روی بر خاک بنه تا که بر افلاک رویسر بده تا نگری سروری دوران را
۳
ماه کنعان نرود بر فلک حشمت مصرتا نبیند الم چه، ستم زندان را
۴
نوح را کشتی امید به ساحل نرسدتا نیابد غم غرق و خطر طوفان را
صفحهٔ ۱ از ۳