شعر را زندگی کن
خلوتی با غروی اصفهانی

شمارهٔ ۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به جرم آنکه عاشقم ز من کناره می‌کنددچار درد عشق را به درد چاره می‌کند
۲
به عرصه‌ای که یکه‌تاز حسن او قدم زندهزار رخنه در دل دوصد سواره می‌کند
۳
فروغ روی او چنان زند ره خیال راکه عقل پیر پردهٔ خیال پاره می‌کند
۴
فدای ماه‌پاره‌ای شوم که تیر غمزه‌اشدو نیمه قرص ماه را به یک اشاره می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth