خلوتی با غروی اصفهانی
شمارهٔ ۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گهی به کعبۀ جانان سفر توانی کردکه در منای وفا ترک سر توانی کرد
۲
براه عشق توانی که رهسپر گردیاگر که سینۀ خود را سپر توانی کرد
۳
بچار بالش خواب آنگهی تو تکیه زنیکه تن نشانۀ تیر سه پر توانی کرد
۴
نسیم صبح مراد آنگهی کند شادتکه خدمت از سر شب تا سحر توانی کرد
صفحهٔ ۱ از ۳