شعر را زندگی کن
خلوتی با غروی اصفهانی

شمارهٔ ۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوشست از دوست گر لطفست و گر قهربه از شهد است از دست بتان زهر
۲
عروس عشق را در سنت عشقبود جان گرامی کمترین مهر
۳
ز آشوب رخت ای یار سرمستنمی بینم دلی فارغ در این شهر
۴
ز دنیا رخت می بایست بستننشاید زندگی با فتنۀ دهر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth