خلوتی با مولانا
بخش ۸۴ - فرمودن شاه ایاز را کی اختیار کن از عفو و مکافات کی از عدل و لطف هر چه کنی اینجا صوابست و در هر یکی مصلحتهاست کی در عدل هزار لطف هست درج و لکم فی القصاص حیوة آنکس کی کراهت میدارد قصاص را درین یک حیات قاتل نظر میکند و در صد هزار حیات کی معصوم و محقون خواهند شدن در حصن بیم سیاست نمینگرد
دفتر پنجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کن میانِ مجرمان حُکم ای ایازای ایازِ پاک با صد احتراز
۲
گر دو صد بارت بجوشم در عملدر کفِ جوشت نیابم یک دغل
۳
ز امتحان شرمنده خَلقی بیشمارامتحانها از تو جمله شرمسار
۴
بحرِ بیقعرست تنها علم نیستکوه و صد کوهست این خود حلم نیست
صفحهٔ ۱ از ۷