خلوتی با غروی اصفهانی
شمارهٔ ۱۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مائیم مست باده روز الست تونی بلکه مست غمزۀ چشمان مست تو
۲
ما کرده ایم سینه سپر تیغ عشق رانی بلکه دیده را هدف تیر شست تو
۳
ما داده ایم سلسلۀ اختیار رانی بلکه رشتۀ دل و دین را بدست تو
۴
ما بنده ایم و بستۀ غم توایمیا رب مرا مباد جدائی ز بست تو
صفحهٔ ۱ از ۲