شعر را زندگی کن
خلوتی با غروی اصفهانی

شمارهٔ ۱۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلال خضر می جوشد ز لعل نوشخند توهزاران همچو اسکندر گرفتار کمند تو
۲
ز صهبای تو افلاطون درون خم بسر بردهز سودای تو جالیموس عمری دردمند تو
۳
ارسطالیس باشد کاسه لیس خوان رندانتفنون حکمت لقمان بود رمزی ز پند تو
۴
مه نو در حضیض و اوج اندر مشرق و مغربنمی یابد مجال بوسه بر نعل سمند تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth