خلوتی با مولانا
بخش ۸۷ - در بیان کسی کی سخنی گوید کی حال او مناسب آن سخن و آن دعوی نباشد چنان که کفره و لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمواتِ وَ الأَرْضَ لَیَقولُنَّ اللهُ خدمت بت سنگین کردن و جان و زر فدای او کردن چه مناسب باشد با جانی کی داند کی خالق سموات و ارض و خلایق الهیست سمیعی بصیری حاضری مراقبی مستولی غیوری الی آخره
دفتر پنجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زاهدی را یک زنی بد بس غیورهم بد او را یک کنیزک همچو حور
۲
زان ز غیرت پاس شوهر داشتیبا کنیزک خلوتش نگذاشتی
۳
مدتی زن شد مراقب هر دو راتاکشان فرصت نیفتد در خلا
۴
تا در آمد حکم و تقدیر الهعقل حارس خیرهسر گشت و تباه
صفحهٔ ۱ از ۱۷