خلوتی با ایرج میرزا
شمارهٔ ۱۸ - مزاح با یکی از وزیران
قصیدهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیضهام رنجور شد از بیضهات دور ای وزیرپرسشی کن گاهگاه از حالِ رنجور ای وزیر
۲
دیر گاهی شد که از احوالِ تخمم غافلیاین چنین غفلت بود از چون تویی دور ای وزیر
۳
از همان روزی که شد با تو امورِ خارجهبیضهام از نو ورم کردست پرزور ای وزیر
۴
این نه آن خایه است کان را دیدهای در کودکیدر بزرگی گشته این اوقات مشهور ای وزیر
صفحهٔ ۱ از ۵