شعر را زندگی کن
خلوتی با ایرج میرزا

شمارهٔ ۲۲ - شکوه از مرگ پدر و مدح قائم مقام

قصیده‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زان همه امّیدها که بودم در دلنیست کنون غیرِ ناامیدی حاصل
۲
گفتم هرگز فرامُشم ننمایدآن کو هرگز فرامُشش نکند دل
۳
بود گُمانم که چون امیر ز تبریزرفت به بختِ سعید و دولت مقبل
۴
چامه چو بفرستمش به نامه‌ای از منیاد کند آن امیر نیک خصایل
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth