خلوتی با مولانا
بخش ۹۳ - حکایت در بیان آنک کسی توبه کند و پشیمان شود و باز آن پشیمانیها را فراموش کند و آزموده را باز آزماید در خسارت ابد افتد چون توبهٔ او را ثباتی و قوتی و حلاوتی و قبولی مدد نرسد چون درخت بیبیخ هر روز زردتر و خشکتر نعوذ بالله
دفتر پنجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گازری بود و مر او را یک خریپشت ریش اشکم تهی و لاغری
۲
در میان سنگلاخ بیگیاهروز تا شب بینوا و بیپناه
۳
بهر خوردن جز که آب آنجا نبودروز و شب بد خر در آن کور و کبود
۴
آن حوالی نیستان و بیشه بودشیر بود آنجا که صیدش پیشه بود
صفحهٔ ۱ از ۴