شعر را زندگی کن
خلوتی با ایرج میرزا

شمارهٔ ۳۱ - سیه‌چشمِ نامهربان

قصیده‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای سیه‌چشم چه دیدی تو از این دیده گناهکه نگاهت چو کنم خیره کنی چشم سیاه
۲
هرکسی با کس در کوچه شود رویارویهمه را چشم فُتَد بر رخ هم خواه نخواه
۳
پیش چشم تو گنهکار همین چشم منستچشم‌های دگران را نَبُود هیچ گناه
۴
تو به نظمّیه و مُستَخدَمِ تأمیناتیگر خطاکار مرا دانی زین‌گونه نگاه
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth