خلوتی با ایرج میرزا
شمارهٔ ۱ - انقلاب ادبی
مثنویها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خدا باز شبِ تار آمدنه طبیب و نه پرستار آمد
۲
باز یاد آمدم آن چَشمِ سیاهآن سرِ زلف و بُناگوشِ چو ماه
۳
دردم از هر شبِ پیش افزون استسوزشِ عشق ز حد بیرون است
۴
تندتر گشته ز هر شب تبِ منبدتر از هر شبِ من امشبِ من
صفحهٔ ۱ از ۴۲