شعر را زندگی کن
خلوتی با ایرج میرزا

شمارهٔ ۹ - شیر و موش

مثنوی‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بود شیری به بیشه‌ای خفتهموشکی کرد خوابش آشفته
۲
آن قَدَر دورِ شیر بازی کرددر سرِ دُوشَش اسب‌تازی کرد
۳
آن قَدَر گوشِ شیر گاز گرفتگه رها کرد و گاه باز گرفت
۴
تا که از خواب، شیر شد بیدارمتغیّر ز موشِ بدرفتار
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth