خلوتی با ایرج میرزا
شمارهٔ ۵ - دربارۀ رفتن مستوفی الممالک و آمدنِ صَمصامُ السلطنه
قطعهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این شنیدم که چوکابینۀ مستوفی رفتفرصت افتاد به کف مَردُمِ فرصتجو را
۲
از وطن خواهان یک عدّه به هم جمع شدندعرضه کردند شهنشاهِ فلک نیرو را
۳
کاندر این مُلک رئیس الوزرایی بایدکه به اِعجاز کند سُخرۀ خود جادو را
۴
کاردانی که به تدبیرِ خرد حلّ سازداین همه مشکلِ خَم در خمِ تو در تو را
صفحهٔ ۱ از ۴