شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۱۱۴ - آمدن شیخ بعد از چندین سال از بیابان به شهر غزنین و زنبیل گردانیدن به اشارت غیبی و تفرقه کردن آنچ جمع آید بر فقرا هر که را جان عز لبیکست نامه بر نامه پیک بر پیکست چنانک روزن خانه باز باشد آفتاب و ماهتاب و باران و نامه و غیره منقطع نباشد

دفتر پنجم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رو به شهر آورد آن فرمان‌پذیرشهر غزنین گشت از رویش منیر
۲
از فرح خلقی به استقبال رفتاو در آمد از ره دزدیده تفت
۳
جمله اعیان و مهان بر خاستندقصرها از بهر او آراستند
۴
گفت من از خودنمایی نامدمجز به خواری و گدایی نامدم
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth