شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۱۴۰ - حکایت جوحی کی چادر پوشید و در وعظ میان زنان نشست و حرکتی کرد زنی او را بشناخت کی مردست نعره‌ای زد

دفتر پنجم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
واعظی بد بس گزیده در بیانزیر منبر جمع مردان و زنان
۲
رفت جوحی چادر و روبند ساختدر میان آن زنان شد ناشناخت
۳
سایلی پرسید واعظ را به رازموی عانه هست نقصان نماز
۴
گفت واعظ چون شود عانه درازپس کراهت باشد از وی در نماز
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth