خلوتی با عارف قزوینی
شمارهٔ ۱ - مس قلب در خور اکسیر
غزلها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل به تدبیر بر آن زلف چو زنجیر افتادوای بر حالت دزدی که به شبگیر افتاد
۲
دانهٔ خال لب و دام سر زلف تو دیدشد پشیمان که در این دام چرا دیر افتاد
۳
گاه و بیگاه ز بس آه کشیدم ز غمتسینه آتشکده شد، آه ز تأثیر افتاد
۴
به نگاهی دل ویرانه چنان کرده خرابکه دگر کار دل از صورت تعمیر افتاد
صفحهٔ ۱ از ۲