خلوتی با عارف قزوینی
شمارهٔ ۹ - سفر بی خبر
غزلها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیخبر از سر کوی تو سفر خواهم کردهمه آفاق پر از فتنه و شر خواهم کرد
۲
فتنهٔ چشم تو ای رهزن دل تا به سر استهر کجا پای نهم فتنه و شر خواهم کرد
۳
لذت وصل تو نابرده فراق آمده پیشسود نابرده ز سرمایه ضرر خواهم کرد
۴
گلهٔ زلف تو با روز سیه خواهم گفتصبح محشر شب هجر تو سحر خواهم کرد
صفحهٔ ۱ از ۳