خلوتی با عارف قزوینی
شمارهٔ ۱۸ - حکایت هجران
غزلها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سزد بر اوج فلک، سرکشی کند سر مناگر به طالع من بازگردد اختر من
۲
به حشر نامهٔ اعمال اگر برون آرمپر از حکایت هجران توست دفتر من
۳
چگونه بر رخ خوبان نظر کنم که مدامخیال روی تو سدیست پیش منظر من
۴
هلال ابرویت ای آفتاب کشور حُسنطلوع کرد و چو کتان بسوخت پیکر من
صفحهٔ ۱ از ۳