خلوتی با عارف قزوینی
شمارهٔ ۲۴ - بمیرم یا نمیرم
غزلها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز ز ابروی کمان و نوک مژگان زد به تیرمبار الها چارهای کن سخت در چنگش اسیرم
۲
دست از پا پیش شمشیرش خطا کردن نیارمنیستم ز امرش گریزان وز قبولش ناگزیرم
۳
ناوک تیر تو گر صد بار از پستان مادرننگرم بهْ، کرد بایستی دو صد لعنت به شیرم
۴
تا نفس باقیست نام دوست باشد بر زبانمتا که جانی هست نقش یار باشد در ضمیرم
صفحهٔ ۱ از ۳