خلوتی با عارف قزوینی
شمارهٔ ۴۰ - بیداری دشمن غفلت دوست
غزلها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز خواب غفلت، هر دیدهای که بیدار استبدین گناه اگر کور شد سزاوار است!
۲
زده است یکسره خود را به راه بد مستیقسم به چشم تو ما مست و خصم هشیار است
۳
پلیس مخفی و نابود، محتسب به قماربه خواب شحنه، عسس مست و دزد در کار است
۴
تو را از آن چه، به ساز کدام در رقصیممرا چه کار که انگشت کیست در کار است
صفحهٔ ۱ از ۳