شعر را زندگی کن
خلوتی با عارف قزوینی

شمارهٔ ۴۷ - تیغ زبان پرده‌های ریا!

غزل‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
محشر هرجا روم آنجا سرِ پا خواهم کردبین چه آشوب منِ بی‌سر و پا خواهم کرد
۲
بس که از کرده پشیمان شده‌ام در هر کارنتوان گفت کزین بعد چه‌ها خواهم کرد
۳
چون به هر کار زدم دست ریا دیدم، رویبه درِ میکده بی‌روی ریا خواهم کرد
۴
بدر ای پیرِ مغان پردهٔ اربابِ ریاورنه در کارِ خرابات ریا خواهم کرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth