خلوتی با عارف قزوینی
شمارهٔ ۵۱ - گریه
غزلها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هزار عقده ز دل ای سرشک واکردیبیا بیا که چه خوش آمدی صفا کردی
۲
ز چیست سرزده بیرون شدی ز روزن چشمچه شد که سِرّ دل افشا و برملا کردی
۳
همیشه خواب خوشت دور، کور کردی چشمبه آن فرشته دلم را تو آشنا کردی
۴
تو هیچ عهد نبستی که نشکنی وین بارچرا به وعدهٔ بیگانگان وفا کردی
صفحهٔ ۱ از ۴