شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۱۴۸ - حکایت مات کردن دلقک سید شاه ترمد را

دفتر پنجم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شاه با دلقک همی شطرنج باختمات کردش زود خشم شه بتاخت
۲
گفت شه شه و آن شه کبرآورشیک یک از شطرنج می‌زد بر سرش
۳
که بگیر اینک شهت ای قلتبانصبر کرد آن دلقک و گفت الامان
۴
دست دیگر باختن فرمود میراو چنان لرزان که عور از زمهریر
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth