خلوتی با عارف قزوینی
شمارهٔ ۶۷ - اشعار عارف به مناسبت خودکشی شاعری جوان
غزلها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اشک بعد از تو جهان آب نما کرده به چشمدوری از دیده ببینی که چهها کرده به چشم
۲
چشم آن کارگشایی که ز دل کرد دلمخون شد آن قرض ز خونابه ادا کرده به چشم
۳
سینه میسوزد و آن دود کز آن بیرون استسیل اشکش همه چون ابر سما کرده به چشم
۴
قد بالای تو را مرگ چو از پا افکندزندگی را چو هیولای بلا کرده به چشم
صفحهٔ ۱ از ۳