خلوتی با عارف قزوینی
شمارهٔ ۵ - دلاکیه عارف
دردریات (مطایبهها)
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رفت شخصی تا که بتْراشد سرشدر برِ دلّاکِ از خود خرترش
۲
لنگ بر زیر زَنَخ انداختشتیغ اندر سنگ رویین آختش
۳
بر سرش پاشید آب از قمقمهاو نشسته همچو سلطان جمجمه
۴
پس به . . . خویش مالید آینهگفت خوشبین باش بِهْ زین جای نه
صفحهٔ ۱ از ۵