شعر را زندگی کن
خلوتی با عارف قزوینی

شمارهٔ ۵ - عارف و کلنل نصرالله خان

نامه ها و اشعار متفرقه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به عهد چشم تو یک دل امیدوار نشدبرو که عهد تو برگردد اینکه کار نشد
۲
به روزگار تو یک روز خوش به کس نگذشتخوشت مباد که این روز روزگار نشد
۳
نریخت باده به دور تو در گلوی کسیکه در شکنجهٔ اندیشه‌ای خمار نشد
۴
به پای گلبن نومیدی‌ات کسی ننشستکه برنخاسته زخمی ز نیش خار نشد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth