خلوتی با عارف قزوینی
شمارهٔ ۷
نامه ها و اشعار متفرقه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ببند ای دل غافل به خود ره گله رازیان بس است ز مردم ببر معامله را
۲
فراخنای جهان بر وجود من تنگ استتو نیز تنگتر از این مخواه حوصله را
۳
دل تو ز آهن و من ره بدان از آن جویمکه راه آه نکردست وصل فاصله را
۴
شدند دهدله و اجنبیپرست منمکه میپرستم ایرانپرست یکدله را
صفحهٔ ۱ از ۲