شعر را زندگی کن
خلوتی با سلطان ولد

بخش ۳۴ - استغراق مولانا قدسنا الله بسره العزیز در عشق شمس الدین تبریزی عظم الله ذکره و بی‌قراری و شور و جوش نمودن بیش از آنچه اوّل داشت

ولدنامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روز و شب در سماع رقصان شدبر زمین همچو چرخ گردان شد
۲
بانگ و افغان او به عرش رسیدناله‌اش را بزرگ و خرد شنید
۳
سیم و زر را به مطربان می‌دادهرچه بودش ز خان و مان می‌داد
۴
یک نفس بی‌ سماع و رقص نبودروز و شب لحظه‌ای نمی‌آسود
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth