شعر را زندگی کن
خلوتی با سلطان ولد

بخش ۴۴ - در بیان آنکه مرد خدا چون پیش از مرگ بمیرد که موتوا قبل ان تموتوا و او را هستی نماند قائم به حق باشد هرچه او گوید گفتهٔ حق باشد که اذا احببت عبداً کنت له سمعاً و بصراً و لساناً بی یسمع و بی یبصر و بی ینطق و بی یمشی الی آخره و در تفسیر این آیت که ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی

ولدنامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مصطفی در خبر چنین فرموداز زبان خدای حی ودود
۲
که خدا گفت بنده‌ای را چوندوست دارم به وی شوم مقرون
۳
من شوم چشم و گوش او و زبانمن شوم دست او یقین می‌دان
۴
دیدۀ او ز من بود بیناسینۀ او ز من شود سینا
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth