خلوتی با سلطان ولد
بخش ۶۳ - رجوع کردن به شرح صحبت مولانا و شیخ صلاح الدین قدسنا اللّه بسرهما که نایب و خلیفهٔ مولانا بود و یاران از وجود هر دو مدت ده سال مستفید میشدند بیزحمتی و تشویشی چون شیر و شکر به هم آمیخته و در بیان رنجور شدن شیخ صلاح الدین عظم اللّه ذکره بعد ده سال و رنجش دراز کشیدن و از حضرت مولانا قدسنا اللّه بسره درخواست کردنش که مرا دستوری فرما تا نقل کنم و قبول یافتن التماس او به حضرت مولانا و سه روز به عیادتش نارفتن و معلوم شدن که او را وقت نقل است و نقل فرمودن به صفای تمام و پیوستن به مقصود بیحجابی و پردهای که المؤمنون لایموتون بل ینقلون من دار الی دار
ولدنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شیخ با او چو در دو تن یک جانبود آسوده و خوش و شادان
۲
مست از همدگر شده ده سالداشته بیخمار هجر، وصال
۳
جمع یاران به گردشان زده صفآن دو چون بحر و باقیان چون کف
۴
همه چون اختران و آن دو چو ماههمه چون بندگان و آن دو چو شاه
صفحهٔ ۱ از ۲۴