شعر را زندگی کن
خلوتی با سلطان ولد

بخش ۶۵ - در بیان آنکه هر سخن اگرچه مضحکه است و بی‌حاصل، چون آنرا ولی خدا فرماید گفتن جد محض شود و آن سخن بی‌فایده پر فایده گردد. و در تقریر آنکه خدای تعالی با پیغمبر فرمود که امت تو از همه امتها بهترند و عنایت در حق ایشان از هرچه بیشتر است از آنکه پیشنیان را به سبب انکارشان هلاک کردم بعضی را به طوفان بعضی را به باد و بعضی را به خسف تا امت تو این همه را بشنوند و ادب گیرند و آنچنان انکار نیارند امت مرحومه از این وجه‌اند.

ولدنامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن شنیدی اگرچه مضحکه استمضحکه ز اهل دل به جد پیوست
۲
دو نفر را گرفته بد تاتارتا از ایشان برد زر بسیار
۳
زان دو یک را ببست تا بکشدتا از آن دیگر او سخن بکشد
۴
ترسد از تیغ و گنج بنمایددر گنج او ز کنج بگشاید
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth