خلوتی با سلطان ولد
بخش ۸۳ - در بیان اناالحق گفتن منصور حلاج رحمة اللّه علیه در حالت مستی و فتوی دادن مفتیان آن عصر بقتل او تافتنه نشود و خلق از دین بدر نیایند و پند دادن دوستان او را که از این سخن باز آی و توبه کن که تا ترا نکشند و اصرار کردن او در سخن و در تقریر آن که قالب آدمی همچون مهمانخانهای است که دایما خلق غیبی در آن میآیند و میروند، الاخانۀ مرده و منجمد چه خبر و آگاهی دارد که در او چه مهمانان نزول میکنند مگر در خانه زنده باشد که ازمهمانان آگاه شود
ولدنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نشنیدی حکایت منصورشهسواری ورایت منصور
۲
که بگفت او صریح با آن خلقکه منم حق در این تن چون دلق
۳
همه گفتندش این سخن بگذارخویش را در چنین بلا مسپار
۴
قدر داری بپیش ما ز قدمبسوی این خطر منه تو قدم
صفحهٔ ۱ از ۱۸