خلوتی با سلطان ولد
بخش ۱۰۳ - در بیان آنکه در مخلوقات و مصنوعات آدمی است که مختار است و باقی مجبوراند اختیاری ندارند. چنانکه آتش قادر نیست که گرمی نکند و آب نتواند که تری نکند و آفتاب نتواند که روشنی ندهد. پس آدمی در محل حساب از آن است که مختار است و بربد و نیک قادر است. و اگر گوید مجبور و قادر نیستم خلاف میگوید زیرا پشیمانی او بر کار کرده مکذب دعوی اوست
ولدنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان سبب آفریدت او مختارکه تو باشی زرای خود برکار
۲
قدرتت داد بر همه اشیاجبر بگذار و شو مطیع او را
۳
غیر انسان ز دیو و از پریاناز جماد و نبات و از حیوان
۴
هم زخ اک و ز باد و آب و زناراز بد و نیک و از گل و از خار
صفحهٔ ۱ از ۱۷