شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۱۷۸ - مجرم دانستن ایاز خود را درین شفاعت‌گری و عذر این جرم خواستن و در آن عذرگویی خود را مجرم دانستن و این شکستگی از شناخت و عظمت شاه خیزد کی أَنا أَعْلَمُکُمْ بِاللَّهِ وَ أَخْشیکُمْ لِللَّهِ وَ قالَ اللهُ تَعالی إِنَّما یَخْشَی اللهَ مِنْ عِبادِهِ العُلَماءُ

دفتر پنجم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من کی آرم رحم خلم آلود راره نمایم حلم علم‌اندود را
۲
صد هزاران صفع را ارزانیمگر زبون صفعها گردانیم
۳
من چه گویم پیشت اعلامت کنمیا که وا یادت دهم شرط کرم
۴
آنچ معلوم تو نبود چیست آنوآنچ یادت نیست کو اندر جهان
صفحهٔ ۱ از ۲۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth